صدای میشنَوَم اَز فَریادهای پنهان اَز کُشته شُدنِ آدمهای هَمپیمان صدای اِنفجارِ باروت اَز تَغییرِ سَرنوشت توی کارتهای تاروْت
صَدای مَرگِ ظالم و مَظلوم مَعلومه تا فرو رَفتَنِ خوابِ بچههای مَعلوله
جامعه پُر شُده اَز مَجروح اُمیدی به آینده دَاشتن مَمنوع
یه دُنیای مَصنوعی پُر اَز حَد و مَرْز و مَمنوعی
یه شَهرِ ویران که دیگه نمیتونی پنهانش کنی زیر سیمان
با یه بیماری پنهانِ دَرونی میرسونه تو رو به مَرگ با اینکه نَدونی
فرارِ پَروانههای آزاد اَز سوختنِ شَهر و سوختهای مازاد
اَز سُکوتِ پَرندههای فَراری اَز دِلشوره، تَرس و بیقراری
اُفتادنِ عروسکی زیرِ آوار تا مُردنِ بچههای تویِ بازار
صدای زوزههای گُرگ بیوَقفه میپیچه تو آسمانِ خونی مثلِ یه نَغمه
آتش گِرفتنِ دفترهای توی قفسه و نَابودی دلهای بچهها توی مدرسه
زود دیدیم خیلی چیزها رو به جز فَهْمیدنِ این روزگارو
جَنگ کُشت آدمها رو میخوام تَموم کُنَم داستانهای آخرا رو
دارم میشنوم تیکتیکهای ساعت نمیتونم بیارم طاقت از وقتی که میبینم عُمرم رفت شدم بیتحمل، خوابم سخت
آدمها وابستهان همهشون توی خواب هستن یه مُشت دیوونهی لامَذهب دلشونو به این آدمهای خوار بستن
شدم یه آدم عَصبانی سَرطانی، دَورانی میچرخم به دورم مثل خلبانی یا میتَپم مثل ضَربانی یا ادامه میدم مثل جَریانی
توی آب مثل پرندهی شکستهای که میکشه آه
صاد یعنی سالم کردن و فکرِ باور مثل نکندن پوست روی تاول
دال یعنی دست به دست کردن حرفها به چالش کشیدن این دردها
زال یعنی زَجر رسیدن به پلههای ترقی یعنی رسیدن به مقام و تَصدی
این داستانِ جنگ ریختن خونه که پُررنگه مرگ آدمها مثل یه برگه چقدر دل آدمها سَنگه
خونهها مثل قَبْر تحمل کردن صَبره خاموشی مثل یه شَمعه مثل آخرای آوازِ یه نَغمه
جمع شد صدای حرف مردم و بچهها شدن یه پارچه مثل دستهها
رسیدیم به پایان راه که سالها کردیم اونو نگاه
جیم یعنی جنازه و جانباز و جراحت این حرفها بوده که میشده تلاوت
نون یعنی نَنگ و نَحسی و نامَردی مردم و حکومتهای نامرئی
گاف یعنی گونی و گردن و گور مثل له کردن موری به زور
از آتش فقط مونده یه دود حرفهای من همینها بود
female voice pop rap metal